توکآ 🌱


شهریور 1401

چیزی در برم نیست برای گفتن...!

اما

برای این روزا میتونم برای خودم بنویسم که یادم نره چی شد که اینقدر خسته و درمونده شدم و شدیم ...

 

.

.

همه آدم ها بهم توپیدن ، به هم توهین کردند و هر کدوم شدن ارشاد کننده دیگری ، چیزی که هیچ کدوممون نخواستیم باشه یعنی انتخاب و برابری کمترین چیزی بود که میخواستیم که اونم ازمون گرفتن و نمیدونم چه اتفاقاتی در پی این اتفاقات باشه !

آبان 98 در پی اتفاقاتش کرونا آمد و اینقدری توی این چند سال له شدیم که الان بخشی از روان داغونمون برمیگرده به اون روزا و هیچ وقت فکر نکنم خوب بشیم ...

و امیدوارم در پی این اتفاقات باز درد و جنگ روانی نداشته باشیم :(

_______________________________________

 

تسلیت به خانواده#مهسا_امینی...


روایت های کوتاه ِ من

این روزا که به همه چیز خوردم الا و بلا خوشی :) ولی بازم امیدوارم که همه چیز درست بشه ...

یچیزی گرفتم شبیه کرونا و مخلوطی از آلرژی ! نگم دیگه ، حال که نمونده برام :((

.

.

*درک نمیکنم این کلاسای مسخره دانشگاه که جزوه نصف دوشون تو گوشیه :| اَخ ...


کاش فقط کاش

میدونید دختر بودن اونجایی که تا خرخره بغض خفه ات میکنه ولی نمیدونی چیکار کنی ؟

همش میگم کاش بابام بود ...

فقط همین .

 


یعنی آینده ما چی میشه ؟❤️‍🩹

ی جون از جونام کم شد ! و این یکم سخت تر و درد آورتره ...

کاش اینقدر توی تصمیماتش عجول نبود ! اره همینقدر عجول و بی فکر .

دلیل بعضی از انتخاب ها توی کت من نمیره واقعا ! درسته برای خودشه ، ولی ماهم کسایی هستیم که دوسش داریم ولی نمیدونم انگاری بعضی از آدما نفرین میشن و هیچ وقت این نفرین از بین نمیره !

.

.

نمیدونم چرا بی حوصله ام نمیدونم چرا یهو دلم خواست رفیق توی زندگیم نبود !🥲

نه ! برای اینکه اون بده ! چون من خیلی بدم ...


اهوم!یعنی چی میتونه باشه دلیلش؟ :|

نمیدونم چی به سرم آمده :| همه چی داره زیر دلم میزنه ...

نوشتن ، خواندن ، کلاس رفتن ، حتی جاهایی که رفتم قبلا همش زیر دلم میزنه ! حالم از دانشگاه و درس بهم میخوره ...

چی شد همه چی اینجوری شد آخه ؟

اینستا و تلگرام رو پاک کردم موقت :| و از روی بی حوصلگی و ناچاری امدم اینجا نوشتم !

وقتی تمام حس های ناکامی به یکباره میاد سراغت یکم دردناک میتونه باشه !

نیومدم اینجا بنویسم که به یکباره حال شمارو هم بد کنم ولی تمام امیدم ناامیده ! و شدم شبیه ماشینی که گیربکس هاش نیاز به روغن کاری داره برای کار دوباره * ! همین .

 

 

*بمونه که حتی شک داشتم که ماشین گیربکس داره و رفتم سرچ کردم 🥲


همیشه برای عنوان مشکل داشتم🥲

اینقدر همیشه بی مقدمه رفتم سر اصل مطلب که نمیدونم چجوری و از کجا شروع کنم نوشتن ...

 

میدونم همتون غم ته وجودتون رو گرفته و محکوم هستید به زنده موندن و زندگی کردن 🥲! اره منم همینم .

این روزای منم مثل سال‌های پیش میگذره بی مصرف و غیر مفید ! و باید بگم فرقم با پارسال اینه که قبلا تنهایی محکوم به زنده بودن و زندگی کردن بودم ولی حالا یکی رو دارم که واقعا رفیقِ ...

 

میشه بیاید برام بنویسید ی شرح حال کوچیک از خودتون رو ؟ هنوزم کسی به اینجا سر میزنه قبل از اینکه چراغش روشن بشه؟


امروز و خاطرات دیروز

اینبار نذاشتم که طولانی بشه تایم پست هام 😁

داشتم فکر میکردم وبلاگ نویسی ی زمانی بورس بود و پیدا کردن آدم هایی که نمیشناسیشون ولی همشهری و یا هم استانی هستن باهات خوشحال کننده بود ...

روزانه نویسی های بلاگفا و بلاگ اسکای :) و استیکرهای بلاگفا که کلی خاطره با خودش حمل میکرد و میکنه همچنان! اون تایم حس میکنم دنیا با تمام کمبود هاش هنوز قشنگ تر بود ..

 

ی روزی وبلاگ نویسی به خاطره ها میپویندد ! چقدر بد ...

تمامی دغدغه های انی رو فوری توی کانال تلگرام مینویسم ! ولی خب دلم برای این خونه تنگ میشه و دلم نمیخواد دست بکشم ازش 🥺

 

همین .


بعد ۲۰و یک روز ! بهارتون مبارک🌸🍃

بعد از کلی ننوشتن اینجا ! دوباره سلام ... 

سال جدید پر باشه براتون از اتفاقات خوب :) حال دلتون خوب باشه همیشه !🌸

بهار خوبی رو براتون ارزومندم .

 

راستی راستی چقدر غریبه ام با اینجا 🥴


گاهی آدم در ۱۳سالگی پیر می‌شود

من هنوز نمیدونم کجای این جهان کوچک به ظاهر بزرگ جای دارم ! هنوز جایگاهِ خودم رو پیدا نکردم ...

این ۲۱سال شاید به عدد ی چیز اول راهی رو نشون بده ولی اینجوریام نیست ! 

۲۱سال زجر ۲۱سال درد ۲۱سال درس ۲۱سال زندگی  ! ولی کو من کجام ، این همه داستان چیده شد برای زندگی ولی من الان هیچی توی دست و بالم ندارم که ...

باید باید به ی مشخصه ای از وجودم چیزی که براش تلاش کرده باشم از بچگی و رویای کوچکی از بچگی هام باشه برسم بعد بیشتر به زندگی مشترک و متاهل شدن فکر کنم ...


وقتشه 🍀♥️☁️

متاهل شدن ! و میم مالکیت خوردن شاید قشنگ باشه ولی هزارتا مسئولیت پشتش وجود داره ...

منی که درسم اولویت بود ولی حالا حس مفید بودن رو در چیزای دیگه دیدم ! همینقدر ممکنه آدم در آنی از زمان تصمیماتش عوض بشه ! 

هنوز به میم مالکیت نرسیدم 😁 ! ولی این روزا بهش زیاد فک میکنم ...

باید بگم زندگیم توی مرز پیچیدگی قرار داره ! 

۱ ۲ ۳ . . . ۲۰ ۲۱ ۲۲
Designed By Erfan Powered by Bayan